رفتن به بالا

اخبار سیاسی،فرهنگی و اجتماعی قم

تعداد اخبار امروز : 4 خبر


  • دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
  • الإثنين ۱۳ شوال ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 17 June
    • دوشنبه 10 اکتبر 2016 - 19:19
    • کد خبر : 2374
    • یادداشت
    • چاپ خبر : در حسرت آن محفل و آن مداح محبوب؛ آن جمع بی نظیر
    محمدرضا محقق

    محمدرضا محقق نویسنده و فیلمنامه نویس قمی در یادداشتی از حجت الاسلام کوثری(ره) وبسیاری از مداحان قمی که یا به وادی رحمت حق پیوسته و یا چند سالی است  خانه نشین شده اند یادی کرده و به تاثیر اخلاص در موفقیت مداحان اشاره کرده است. سالهای کودکی‌؛ توی یکی از کوچه های محله قدیمی مابین […]

    محمدرضا محقق نویسنده و فیلمنامه نویس قمی در یادداشتی از حجت الاسلام کوثری(ره) وبسیاری از مداحان قمی که یا به وادی رحمت حق پیوسته و یا چند سالی است  خانه نشین شده اند یادی کرده و به تاثیر اخلاص در موفقیت مداحان اشاره کرده است.

    سالهای کودکی‌؛ توی یکی از کوچه های محله قدیمی مابین باجک و باغ پنبه قم. همجوار «تکیه یزدیها». محرم که می شد دل از دلم می رفت توی آن تکیه بزرگ که چقدر در چشمان کودکانه من با ابهت و عظیم بود. سخنران و مرثیه گر آن شبهای آن سالهای عمر من پیرمردی بود با صدای خسته و پرخش و نحیف؛ به نام «کوثری». سادگی شعرهایی که می خواند در هرم بینظیر غمی که داشت گم بود.
    صدایش را مردم و ملت، قبل تر، در حسینیه جماران شنیده بودند آن هم وقتی که تنها میگفت «السلام علیک یا اباعبدالله(ع)» و شانه های پیرجماران از شدت گریه می لرزید.
    تکیه یزدیها محفل بزرگان و پیرغلامان نامی قم بود. از خود مرحوم مولایی که مرشد مداحان آن دوران بود تا جناب خورشیدی و حاج حسن محلوجی و حاج آقا سازگار و حاج طاهر و جواد آقا اشعری که چه صدای جوان و صاف و دلنوازی داشت.
    خدایشان بیامرزد آنها که رفته اند و زنده بدارد آنها که هستند.
    می دانم که قمی ها با شنیدن این نامها دلشان لرزید. مثل خودم.
    من که هیچ وقت نتوانستم با مداحی های امروزی ارتباط برقرار کنم هر سال در حسرت آن روزگار، شبهای محرم راهی تکیه یزدیها و محله قدیمی کودکی ام می شوم تا بلکه بویی و شمیمی از آن دوران دوباره مشام دلم را تازه کند.
    صدای آقای کوثری و منش و لحنش مرا مطمئن کرد که هیچ چیز مطلقا در  موفقیت مداحی اباعبدالله اثری ندارد جز اخلاص. نه صدا، نه آهنگ، نه شعر پیچیده، نه اکو، نه هیاهو،  و نه هیچ چیز دیگر.
    آقای کوثری هیچکدام اینها را نداشت فقط اخلاص داشت و سادگی و دل پاک. و به خاطر همین، بی هیچ ادا و اطواری همین که می گفت «السلام علیک یا اباعبدالله» زمین و زمان و جان و جهانمان زیر و رو می شد.
    چقدر دلم برای آقای کوثری، برای حاج طاهر، برای حاج حسین محلوجی، برای استاد سازگار، برای حاج مولوی، برای تکیه یزدیهای آن زمان و برای همه چیزهای خوبی که رفتند و من ماندم تنگ شده! چقدر دلم برای اخلاص، این ناب ترین گوهر وجودی انسان و کارسازترین حقیقت هستی تنگ شده.
    یادش بخیر! یادمان بخیر!

    اخبار مرتبط

    نظرات

    Comments are closed.