سفیانی، آخرین حاکم سوریه قبل از ظهور امام عصر، هنگام وقوع اختلاف و جنگ داخلی در منطقه شام و سوریه بین حاکم سوریه (اصهب) و مخالفین وی (ابقع)، در سوریه، حضور ندارد، بلکه در بلاد روم (غرب)، می باشد و از دنیای غرب و با حمایت غربی ها، وارد معادلات منطقه شام و واقعیات میدانی […]

سفیانی، آخرین حاکم سوریه قبل از ظهور امام عصر، هنگام وقوع اختلاف و جنگ داخلی در منطقه شام و سوریه بین حاکم سوریه (اصهب) و مخالفین وی (ابقع)، در سوریه، حضور ندارد، بلکه در بلاد روم (غرب)، می باشد و از دنیای غرب و با حمایت غربی ها، وارد معادلات منطقه شام و واقعیات میدانی سوریه، خواهد شد.

 مصطفی امیری: نشانه‌های ظهور از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.

در سلسله مقالات مباحث مهدویت، تلاش خواهد شد که با اعتماد به روایات و احادیث اسلامی، تصویری کامل، منسجم و معقول از نشانه های حتمی ظهور و رخدادهای مرتبط، ارائه شود. کم‌ترین نتیجه این تلاش، این است که محققان خواهند توانست در خصوص مباحث مهدویت، مطالب مستند را از مطالب غیرمستند تمیز بدهند و در مقام قضاوت و تحلیل، از استناد به مطالب غیرمستند بپرهیزند.

در مقاله شانزدهم، به وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور، اشاره شد. و در مقاله هفدهم، به این پرسش پاسخ داده شد که آیا در نشانه های ظهور و بخصوص در نشانه های حتمی ظهور از جمله یمانی، سفیانی و …، امکان بداء، تغییر و بلکه عدم وقوع، مطرح است یا نه؟ و در مقاله هجدهم به اهمیت فراوان جایگاه شورش سفیانی به عنوان بزرگترین دشمن امام عصر و اولین نشانه حتمی ظهور، که به نوعی تمام علائم حتمی ظهور با این نشانه در ارتباط هستند، پرداخته شد و به این نکته مهم، اشاره گردید که یکی از اساسی‌ترین اهداف قیام سفیانی، حمله به مناطق شیعه‌ نشین، کشتار شیعیان و حمله به مراکز مقدسه شیعه در کشور عراق، است.

 تأثیر این رخداد عظیم در کیان تشیع و تهدیدی که از ناحیه سفیانی متوجه شیعیان جهان می‌شود، بررسی ابعاد این ماجرا و آگاهی از زوایای مختلف آن را ضروری می‌نماید. در مقاله نوزدهم، به معرفی اولین نشانه حتمی ظهور، سفیانی و ابعاد گسترده این رخداد و ارتباط آن با حوادث کشور سوریه در آخرالزمان و منطقه شام، پرداختیم. و در مقاله بیستم، به این پرسش، پاسخ داده خواهد شد که آیا سفیانی، نماد است یا حقیقت؟ به عبارت دیگر، می توان به سفیانی به عنوان نماد تفکر حاکم و جریان مخالف شیعه نگریست؟ و یا در عین حال اینکه در گستره جهان اسلام، یک تفکر ضد شیعی قلمداد میشود، هیچ استبعادی ندارد که رهبر این جریان، شخصی واحد و از خاندان ابوسفیان باشد.

در مقاله بیستم و یک ام، به تبیین ویژگی های شخصی، جسمانی و اوصاف شخصی بزرگترین دشمن امام عصر، پرداخته شد. در مقاله بیست و دوم، به دین، مذهب و گرایش سفیانی به دنیای غرب و پیمان مشترک نظامی سفیانی با تمدن غرب اشاره شد. در مقاله بیست و سوم، به زمان خروج سفیانی در سال ظهور امام مهدی، و قیام یمانی و خراسانی نیز اشاره شد و برای اولین بار به معنای و تفسیر صحیح خروج همزمان این سه جریان (خراسانی از ایران و یمانی از یک سو و سفیانی در سوی دیگر) در گستره جهان اسلام، اشاره گردید. در مقاله بیست و چهارم، به فاصله بین خروج سفیانی در ماه رجب از سوریه تا قیام امام عصر در ماه محرم از مکه و فاصله 15 ماه بین خروج سفیانی و ظهور امام عصر، تثبیت گردید و نیز اشاره ای به فرق بین ظهور، قیام و خروج امام عصر، گردید.

اکنون به کلید طلایی شناخت سفیانی و آخرین حاکم سوریه، و حمایت نژاد بنی کلب، از وی و محل کودتای احتمالی سفیانی علیه حاکم سوریه، از منطقه درعا در جنوب سوریه، به تفصیل اشاره خواهد شد.

نام سفیانی

اشاره

در روایات متعددی که از سفیانی و حوادث مربوط به او سخن به میان آمده، در مقام اشاره به این شخصیت، بیشتر از دو واژه «سفیانی» منسوب به ابوسفیان، رئیس سلسله بنی امیه و «ابن‌آکلۀ­الاکباد» (پسر زن جگرخوار) که به هند جگرخوار، همسر ابوسفیان اشاره دارد، استفاده شده است. واژه دوم، بدون تردید نام حقیقی شخص مورد نظر ما نیست، بلکه به نسب او اشاره دارد. واژه اوّل نیز نام حقیقی این شخص نیست؛ چرا که از یک­سو، این واژه از «سفیان» و «یا»ی نسبت ترکیب شده است که اشاره به انتساب او به خاندان ابوسفیان است، و نمی‌توان منسوب (لفظی که برای بیان نسبت به کار می­رود) را نام حقیقی شخص، دانست، و از سوی دیگر، در برخی از روایات از امام معصوم علیهم‌ السلام درباره نام سفیانی سؤال شده است.

[1] که نشان می دهد، سفیانی، نام او نیست. بلکه در لسان روایات، به این نام مشهور شده است.

آیا عثمان، اسم حقیقی سفیانی است؟

درباره نام سفیانی در روایات، اسامی مختلفی به دست ما رسیده است:

1. عثمان بن عنبسه.

امام علی علیه السلام، دراین‌باره فرمودند:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَهِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ … اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَهُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِی سُفْیَان.[2]

فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک (مرز بین اردن و سوریه) قیام می­کند … نامش عثمان و فرزند عنبسه است و از فرزندان ابوسفیان است … .

و مشهور آن است که نام سفیانی، «عثمان» و نام پدرش، «عنبسه» از نسل معاویه بن ابوسفیان می‌باشد.

البته در برخی از منابع نام پدرش «عُیَینَه» آمده که با توجه به اتحاد طریق سند در حدیث، به نظر می‌رسد که آن تصحیف شده «عنبسه» باشد. زیرا این کتب نیز از کتاب کمال الدین شیخ صدوق، ذکر کرده اند:

یَخْرُجُ ابْنُ آکِلَهِ الْأَکْبَادِ مِنَ الْوَادِی الْیَابِسِ … اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عُیَینَه … .[3]

‏ فرزند زن جگرخوار از سرزمین خشک قیام می­کند … نامش عثمان و فرزند عیینه است … .

البته در منابع حدیثی اهل سنت، اسامی دیگری نیز برای سفیانی نقل شده است.[4]

از میان روایاتی که هشت نام را برای سفیانی برشمرده‌اند، پنج نام از غیرمعصوم است، بنابراین حجت نخواهند بود. و تنها سه نام آن، از پیشوایان معصوم بیان شده و از میان این سه روایت، دو روایت آن از منابع اهل سنت است و تنها روایتی که نام سفیانی را عثمان می‌داند، در منابع حدیثی شیعه و در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، آمده است.

با این توصیف، ضعف سندی برخی از این روایات از یک­سو، تأیید نشدن آنها به کمک قراین و شواهد از سوی دیگر، و تعارض آنها با یکدیگر، باعث بی اعتمادی به این روایات می­شود، و در نتیجه ما نمی­توانیم درباره نام سفیانی به صورت قاطعانه و قطعی، قضاوت کنیم.

عثمان، اسم یا کنایه برای سفیانی آخرین حاکم سوریه قبل از ظهور

لکن برخی از محققین و کارشناسان مهدویت، اشاره به نام عثمان برای سفیانی را کنایه و رمزهایی از ویژگی های حقیقی وی می دانند و معتقدند، عثمان، نام حقیقی سفیانی نیست. بلکه تاکید به لفظ “عثمان” را اشاره و کنایه، می دانند که سفیانی نیز حاوی برخی از ویژگی های خلیفه سوم، خواهد بود. عثمان در صدر اسلام منصرف به خلیفه سوم، عثمان بن عفان، می‏باشد. وی از نژاد بنی امیۀ و دارای ویژگی ها و صفات خاصی همچون جمع کردن اموال بود و نفوذ و حمایت اقوام مادری از عثمان نسبت به برادران و اقوام پدری وی، بیشتر بوده است. قوم‌گرایی و مقدم داشتن بنی امیه بر همگان، دنیا گرایی و تجمل پرستی، از شاخصه های اصلی عثمان در تاریخ اسلام بوده است.

 حال اگر چنین باشد و منظور از عثمان، نام حقیقی سفیانی نباشد، بلکه تلمیح و اشاره به برخی از صفات و ویژگی های خاص باشد، می توان نتیجه گرفت که سفیانی، شخصی است از نژاد بنی امیۀ که به عنوان حاکم سوم منطقه شام که قبل از ظهور بر سوریه، مسلط خواهد شد و به اقوام مادری خویش بیشتر تاکید و اعتماد دارد و شاهد بر این امر، در احادیث به صراحت قید شده است که نام سفیانی، مهم نیست، بلکه عملکرد وی باید معیار تشخیص قرار گیرد.

عبدالله بن ابی ­منصور گوید: از امام صادق علیه ‌السلام پرسیدم که نام سفیانی چیست؟ حضرت فرمودند:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ اسْمِ السُّفْیَانِیِّ فَقَالَ وَ مَا تَصْنَعُ‏ بِاسْمِهِ‏ إِذَا مَلَکَ کُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ دِمَشْقَ وَ حِمْصَ وَ فِلَسْطِینَ وَ الْأُرْدُنَّ وَ قِنَّسْرِینَ فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِکَ الْفَرَج‏ … .[5]

 از امام صادق علیه السلام درباره نام سفیانی پرسیدم و جواب داد: با نام او چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج (و امام عصر) باشید … .

بنابراین، اسم سفیانی، کماکان مبهم است و حتی روایاتی که نیز به ظاهر اسم وی را، عثمان ذکر کرده اند، با توجه به حدیث فوق، ممکن است اشاره به نام حقیقی سفیانی، نباشد، بلکه امامان معصوم، با مطرح کردن نام عثمان، بیشتر درصدد راهنمایی به ویژگی ها و صفاتی خاصی از سفیانی بوده اند تا نام حقیقی وی، همانطور که در بالا، اشاره شد.

نژاد بنی کلب در سوریه و کلید طلایی برای شناخت سفیانی

همانطور که ذکر شد، سفیانی، نام عثمان بنابر آنچه که ذکر شد، تلمیح و اشاره ای است به اینکه به عنوان حاکم سوم منطقه شام قبل از ظهور بر سوریه، مسلط خواهد شد که به اقوام مادری خویش (بنی کلب)، بیشتر تاکید و اعتماد دارد. تکرار این کلیدواژه (بنی کلب)، در احادیث سفیانی در منطقه شام و سوریه، نشان از این دارد که از طرف ساکنین مناطق بنی‏کلب در جنوب سوریه، حمایت خواهد شد. چراکه، نژاد سفیانی از طرف مادر به بنی‏کلب می رسد. زیرا معاویه با زنی از نژاد بنی‏کلب، وصلت کرد که حاصل این ازدواج، تولد یزید بن معاویۀ، بود. و طبق احادیث، سفیانی نیز از نسل یزید بن معاویۀ می‏باشد. حتی چنین چنداشته اند، از این جهت که به نژاد کلب، می رسد، به سفیانی لقب گرفته است و از این جهت که حاکم سوم منطقه شام خواهد بود، به عثمان، نام گرفته است. از مجموع آنچه ذکر شد، به احتمال قوی، می‏توان گفت: سفیانی، سومین و آخرین حاکم سوریه از خاندان کلب در منطقه شام و سوریه در سال ظهور، خواهد بود.[6] و الله العالم.

شاهد بر این مدعا، احادیث فراوانی از منابع شیعه و اهل سنت، نیز بر حمایت بنی کلب از سفیانی به عنوان آخرین حاکم سوریه در سال ظهور، تاکید ویژه داشته اند؛ از جمله:

محل خروج سفیانی، نیز از مناطق تحت نفوذ و زندگی خاندان بنی کلب، خواهد بود:

… وَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ أَبِی سُفْیَانَ یَخْرُجُ فِی کَلَبٍ وَ یَحْضُرُ النَّاسُ بِدِمَشْق… .[7]

… و مردی از تبار و نسل ابوسفیان از منطقه کلب خروج می‌‌کند و مردم را در دمشق جمع می‌کند … .

مضاف بر اینکه، به نسب سفیانی از طریق مادر و حمایت خاندان مادری وی هنگام خروج، بسیار تاکید شده است:

… رجل من قریش، اخواله (من) کلب … .[8]

… (سفیانی) مردی از قریش، که از سوی مادر به بنی کلب می رسد … .

امام علی علیه السلام نیز در نامه‌ای به معاویه به نقش خاندان بنی کلب، در حمایت از سفیانی، تاکید می کند:

یَا مُعَاوِیَه … وَ أَنَ‏ رَجُلًا مِنْ‏ وُلْدِکَ‏ … أَخْوَالُهُ مِنْ کَلْب‏ … .[9]

ای معاویه … مردی از نسل و فرزندان تو  … و دایی های او از قبیله کلب … .

نقش “بنی کلب” به عنوان خویشاوندان مادری سفیانی در منطقه شام، در استمرار حکومت سفیانی بر منطقه شام و سوریه، نیز بسیار تاثیر گذار خواهند بود:

یخرج رجل یقال له السفیانی فی عمق دمشق، و عامّه من یتّبعه من کلب … .[10]

مردی از دل دمشق خروج می‌کند که به او سفیانی می‌گویند و همه پیروانش از نژاد کلب هستند … .

و نیز طبق روایتی در منابع اهل سنت، در ماه رمضان سی هزار نفر از قبیله بنی‌کلب با سفیانی در دمشق بیعت می‌کنند:

… فیدخل دمشق الشام فی ثلاثمائه و ستین راکبا، ما یمضی علیه شهر حتى یجتمع علیه ثلاثون ألفا من کلب و هم أخواله …‏[11]

… (سفیانی) با سیصد و شصت سواره شورش می‌کند تا اینکه به دمشق می‌رسد و در ماه (رمضان) سی هزار نفر از قبیله بنی‌کلب  با  او  بیعت می‌کنند … .

همچنانکه، فرمانده لشکر سفیانی در سوریه، از نژاد “بنی کلب”، خواهد بود:

خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ بِرَایَهٍ حَمْرَاءَ أَمِیرُهَا رَجُلٌ مِنْ بَنِی کَلْب‏ … .[12]

… خروج سفیانی با پرچم سرخ و فرمانده آن مردی از بنی کلب است … .

بنابراین، سفیانی از طرف مادر به نژاد بنی کلب، منتسب می باشد و از نسل ابوسفیان و از این رو به سفیانی، لقب گرفته است. لازم به ذکر است، سفیانی، آخرین حاکم سوریه قبل از ظهور امام عصر، هنگام وقوع اختلاف و جنگ داخلی در منطقه شام و سوریه بین حاکم سوریه (اصهب) و مخالفین وی (ابقع)، در سوریه، حضور ندارد، بلکه در بلاد روم (غرب)، می باشد و از دنیای غرب و با حمایت رومی ها، وارد معادلات منطقه شام و واقعیات میدانی سوریه، خواهد شد:

یُقْبِلُ السُّفْیَانِیُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِی عُنُقِهِ صَلِیبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ.[13]

سفیانی در حالیکه رهبری قومی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی و صلیب به گردن، از بلاد روم می‌آید.

جنوب سوریه، محل کودتای احتمالی علیه حاکمیت سوریه در عصر ظهور

و اما بنی کلب به عنوان حامیان آخرین حاکم سوریه در عصر ظهور چه کسانی هستند؟ در کدام مناطق زندگی می کنند؟

«بنی کلب» قبیله ای بودند که در عصر معاویه، نصرانی بوده و بعدها ظاهراً به یکی از فرق اسلامی گرویدند. معاویه با زنی از این نژاد بنی کلب، وصلت کرد که حاصل این ازدواج، تولد یزید بن معاویۀ بود. بنی کلب، قرن ها بعد به فرقه ی«دروزی» گرویدند. و از آن جا که مطابقت روایات، سفیانی از نسل یزید بن معاویه می باشد، به صورت تلویحی «بنی کلب» یا «دروزی ها»، داییان سفیانی هستند؛ چرا که نسل مادری سفیانی از نژاد «بنی کلب» می باشد.[14]

نقش گروههای داخلی (بنی کلب و … ) در بروز شورش های داخلی سوریه و تحریک سفیانی قابل توجه و تامل است . از روایات چنین برمی آید در پشت پرده هوادار و مزدور زمامداران غرب و یهود است. سفیانی در ماه رجب شورش کرده و به مبارزات نظامی و سیاسی و جنگ های خویش جامه عمل می پوشاند و محدوده نفوذ خویش را گسترش می دهد و در این زمان دیگران هم به او پیوسته و مجموعه ها و قبایل غیر دینی به دنبال او راه می افتند قبیله بنی کلب، عمو زادگان سفیانی ( یا داییان او ) یعنی همان قبایل دروز می باشند که در آینده او را همراهی می کنند. قبیله بنی کلب که در روایات از اعضای آن به عنوان «داییان سفیانی» نیز سخن به میان آمده است، نقش مهمی در وقایع آخرالزمان و زمان نزدیک به ظهور بازی می کنند. مطابق روایات، بنی کلب گروهی از اشرار آخرالزمان هستند که سفیانی (یکی از دشمنان بزرگ حضرت مهدی(ع)) را در نبرد با حضرت قائم(ع) یاری می نماید. روایات بسیاری هستند که خبر از بیعت و همکاری تعداد زیادی از افراد قبیله «بنی کلب» با سفیانی ملعون می دهند.

عمده طوایف دروزی که اکثراً منتسب به قبیله بنی کلب هستند، در منطقه رمله (بیابان شرقی فلسطین)، بیابان غربی اردن، جنوب غربی سوریه و بخش هایی از مناطق غربی سوریه مثل لاذقیه و نیز بخش های از لبنان سکنی گزیده اند. در واقع هسته اصلی این طایفه در مناطق مرزی مابین چهار کشور اردن، سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی می باشد. گفته شده که افرادی که امروزه با نام دروزی ها شناخته می شوند، همان کسانی هستند که در روایات از آنها با عنوان بنی کلب یاد شده است. نکته دیگر اینکه علت انتساب عبارت داییان سفیانی به بنی کلب، این است که سفیانی ملعون از نسل یزید بن معاویه می باشد، به صورت تلویحی بنی کلب یا دروزی های کنونی، داییان سفیانی هستند؛ زیرا جده سفیانی از قبیله بنی کلب می باشد.

در هر حال، به جز تعداد اندکی از دروزی ها، بقیه آنها در شرارت های آخرالزمان، نقش کلیدی دارند. عجیب اینکه در حال حاضر نیز ردپای دروزی ها در بسیاری از فتنه های منطقه خاورمیانه ملاحظه می گردد. تحرکات سیاسی و نظامی دروزی ها در حال حاضر، به سمتی پیش می رود که در صورت خروج سفیانی و آغاز حرکت ضدّ شیعی توسط او، همراهی و بیعت دروزی ها با او دور از انتظار نیست. نکته عجیب تر اینکه محل زندگی دروزی ها، یعنی جنوب سوریه و منطقه درعا، محلّ خروج سفیانی (وادی یابس یا شام) است که این مسئله نیز انطباق بنی کلب بر دروزی ها و احتمال بروز فتنه از سوی آنها را دوچندان می نماید. بسیاری از دروزی ها در لبنان، سوریه، اردن، و بالاخص اسرائیل، مناصب مهمّ نظامی دارند و بسیاری از آنها به مقام فرماندهی ارشد رسیده اند. بنابراین بعید نیست که در صورت خروج سفیانی از منطقه شام فرماندهان نظامی دروزی به لشکر سفیانی پیوسته و او را در جنگ علیه مخالفین اش در سوریه، یاری نمایند.[15]


[1] . شیخ صدوق، کمال ­الدین، ج 2، ص 557.

[2] . شیخ صدوق، کمال ­الدین، ج 2، ص 557.

[3] . حر عاملی، إثبات الهداه، ج‏5، ص349.

[4] . ر.ک: فتلاوی، رایات الهدی و الضلال فی عصر الظهور، ص 155.

[5] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 251.

[6] . جلال الدین علی الصغیر، علامات الظهور بحث فی فقۀ الدلالۀ، ج 2، ص 235-238.

[7] . طوسی، الغیبه، ص 463.

[8] . کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج 2، ص 978.

[9] . مجلسی، بحار الانوار، ج 33، ص157.

[10] . سیوطی، العرف ‌الوردی، ص 196.

[11] . شوشتری، احقاق ‌الحق، ج 29، ص 340.

[12] . مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 273.

[13] . شیخ طوسی، الغیبه، ص 463.

[14] . مجتبی السادۀ، شش ماه پایانی، ص 123-124.

[15] . ر.ک: مقاله سوریه در سوادی سفیانی، مدیر گروه پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی.