به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهرکریمه، در طول تاریخ همواره اولیای الهی در پی تبلیغ دین و هدایت مردم همت گماشتند و  در طرف دیگر در تقابل با کسانی بودند که در پی ضلالت و گمراهی مردم گام بر میداشتند. امروزه نیز با گسترش تبلیغ دین و همچنین روش های نوین آن نیازمند مدیریت صحیح […]

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری شهرکریمه، در طول تاریخ همواره اولیای الهی در پی تبلیغ دین و هدایت مردم همت گماشتند و  در طرف دیگر در تقابل با کسانی بودند که در پی ضلالت و گمراهی مردم گام بر میداشتند. امروزه نیز با گسترش تبلیغ دین و همچنین روش های نوین آن نیازمند مدیریت صحیح و پویا و کارآمد در زمینه مهم تبلیغ هستیم. که متاسفانه  آنچنان که باید، نیست. و با توجه به حجم گسترده تبلیغات علیه دین باید هرچه بیشتر به  موضوع مهم تبلیغ دینی و مدیریت صحیح آن اهمیت داد.

پای لنگ مدیریت تبلیغ دین

فقدان هدف و هراس از شرایط

مدیریت در تبلیغ دین، باید ارشاد جامعه را تکلیفی مقدس بداند; آن را رسالتی الهی بشمارد، مشقات راه را با جان و دل پذیرا گردد، از کمبود امکانات نهراسد و با تمامی توان در ادای مسؤولیت خطیر خویش بکوشد.

انبیا و رسولان الهی علیهم السلام در این میان، الگو و اسوه ای بی بدیل به دست می دهند; چنان که رسول اکرم صلی الله علیه وآله آن چنان مجذوب و شیفته هدف مقدس خویش بودند که پیشنهاد سروری و مال و جمال را به مشرکان بازگردانیدند یا حضرت ابراهیم علیه السلام رنج غربت و اسکان خانواده خویش را در بیابانی بر جان می خرد و یا حضرت نوح علیه السلام که صدها سال در طی مسیر تبلیغی خویش لحظه ای سستی به خود راه نداد و یا حضرت خضر علیه السلام که سختی ها و بی مهری ها را بر خود هموار می سازد تا به وظیفه خود جامه عمل بپوشاند:

«استطعما اهلها فابوا ان یضیفو هما فوجدا فیها جدارا یرید ان ینقض فاقامه » (کهف: ۷۷) ;

(موسی و خضر علیهما السلام) وارد قریه ای شدند، (در حالی که گرسنه بودند) از مردم درخواست غذا کردند، ولی آن ها از مهمان کردنشان خودداری نمودند; (با این حال) در آن جا چون دیواری یافتند که در حال خراب شدن بود، (خضر) به تعمیر دیوار پرداخت.

بی تردید، آن گاه که بحث از اسلامیت یا دینی بودن تبلیغ به میان می آید، ایمان به هدف و نهراسیدن از سختی ها یکی از شاخص های آن به شمار می رود.حضرت امام رحمه الله با توجه به همین نکته، پایه های اسلامیت را در باورهای قلبی جست وجو می کردند و می فرمودند: «آقایان روحانیون و خصوص اهل منبر، خطبا این ها سخنگوی اسلام هستند.اگر حکومتی سخنگو می خواهد، سخنگوی اسلام آقایان خطبا هستند.وقتی می توانند آقایان خطبا سخنگوی یک اسلامی باشند که اسلامی که همه چیز در آن هست. این اگر خودشان را اسلامی کنند و مطالبی را که گفته می شود، اسلامی باشد و از قلب پاکیزه اسلامی بیرون بیاید، این سخنگو صلاحیت سخن گویی برای اسلام را دارد»(امام خمینی رحمه الله صحیفه نور، ج ۸، ص ۶۵)

پای لنگ مدیریت تبلیغ دین

سپس به تفاوت بین دو نگرش اسلام و غرب اشاره نموده، می گویند: «سخنگوی دولت های دیگر هیچ کاری به این ندارند که این حرفی که تو می زنی باور داری; از روی قلب است، به قلب هیچ کاری ندارند.این ها فقط کار دارند که این خوب صحبت بکند و مطالب دولت را خوب ادا بکند.حالا به حسب قلبش معتقد باشد یا نباشد، به آن ها کار ندارد; از سخن گویی او هم چیزی کسر نمی شود.اما اسلام این طور نیست» (همان)

بنابراین، باور قلبی و ایمان به هدف یکی از شاخصه های اساسی نه تنها مدیریت تبلیغ دینی، بلکه اجزای انسانی آن به شمار می رود و بدون آن نمی توان به سرانجام مطلوب در عرصه تبلیغ مقدس امیدوار بود.

به عبارت دیگر، ایمان به هدف سبب می گردد تا از شرایط ناموافق نهراسیم و با شور و شوقی عاشقانه در مسیر سنت زیبا و تاریخی تبلیغ دین گام بنهیم و مشقت ها را هیچ انگاریم و جاده آماده و مرکبی رهوار از امکانات را برای سیر و سفر تبلیغ طلب نکنیم و به اشکال تراشی بی مورد در ورای برنامه ریزی کاربردی و سنجیده نپردازیم.

رهبر معظم، که سابقه تبلیغی درخشانی در پرونده خود دارند، با نگاهی به گذشته خود، برای یادآوری و تذکر به نسل امروز پویندگان تبلیغ دینی می فرمایند: «سابق ها منبر می رفتیم; چه طور می رفتیم؟ بی دعوت و با تنگنا منبر می رفتیم – ما در مشهد مسجدی داشتیم که خدا به دل یک کاسب انداخته بود مغازه ای را مسجد کرده بود… مسجد ما دکان سوم بود.همان دکان کوچک محور و مرکزی برای تبلیغ مذهب و برای همه حرف های نو و جاذبه های نو در مشهد شده بود.می شود از این کارها کرد.ما که همانیم و فرقی نکرده ایم.یک مقدار به معنویات، به درون خود، به آن استعدادهای درونی و به آن چیزهایی که در ما هست و متوقع از ما هست، تکیه کنیم.این سرچشمه ها را از درون خودمان بجوشانیم »(در دیدار با مسؤولان سازمان تبلیغات اسلامی، ۶/۲/۷۲)

هراس از شرایط و نبود ایمان به هدف و باور قلبی به راه و مسیر مقدس تبلیغ دینی یکی از آفت های مشکلزا بر سر راه مدیریت سازمان تبلیغ است و در این کارزار فرهنگی – دینی، مدیری بایسته و شایسته است که با نیروی ایمان سرشار و با تکیه بر باورهای قلبی خود به جنگ شرایط ناسازگار می برد تا بتواند با استفاده بهینه از امکانات و منابع، پیروز و سربلند از این میدان بیرون آید.

پای لنگ مدیریت تبلیغ دین

سستی در رسالت مهم تبلیغی و عدم باور واقعیت ها

حفظ دستاوردها یکی از رسالت های مهم در مدیریت تبلیغ دینی است.آنچه از مدیران تبلیغ انتظار می رود در وهله اول، پاس داری از داشته های گران بهای فرهنگ خودی و سپس فتح سنگرهای فرهنگ غیرخودی است.سستی و باورهای واژگونه از جایگاه و واقعیت می تواند به قیمت از بین رفتن تمامی سرمایه ها و دستاوردهای ارزشی و فرهنگی جامعه تمام شود و این پاسداشت جز بر عهده نهاد تبلیغ و در راس آن، مدیریت تبلیغی نیست.در فرهنگ دین، نگهبانی از سرمایه های گران سنگ ارزشی و تلاش در راه انتشار آن، نه تنها یک تکلیف الهی، بلکه سپاس عملی از نعمت های خداوند به شمار می رود و روشن است که پشت کردن به آن زیانی بزرگ را در این سرا و آن سرا به دنبال خواهد داشت.

حضرت امام رحمه الله در خطابی همگانی در جمع روحانیان در این باره چنین می گویند: «اسلام چیزی است که از خدا آمده است و باید حفظ شود و اگر – خدای نخواسته – این پیروزی، که دنبال این انقلاب به دست شما آمده است، به واسطه سستی ما، به واسطه ضعف تبلیغ ما، به واسطه ضعف حضور ملت ما به شکست – خدای نخواسته – برسد، بدانید که اسلام تا قرن ها دیگر نمی تواند سر بلند کند.تکلیف بزرگی است و همه باید این تکلیف بزرگ را بپذیریم…شما آقایان روحانیون و همه روحانیونی که در کشور هستند، همه مکلفند به این که این نعمت خدا را، این عطیه الهی را حفظ کنند و شکر این نعمت را برآورند و شکر به این است که تبلیغ کنند» (صحیفه نور، ج ۱۷، ص ۶۱)

ناتوانی تبلیغی از یک سو و مساله تهاجم فرهنگی دشمن از سوی دیگر، کیان فرهنگ اسلامی را در مخاطره ای سخت و جدی قرار داده است.بقای با عزت و سرافرازی یا زیستن در حاشیه فرهنگ های تهوع آور و منسوخ، در این نبرد فرهنگی تعیین می گردد. اعتلا و سربلندی مسلمانان یا خواری و زبونی آنان در این هماورد رقم خواهد خورد. امروز جنگ گلوله ها و سرنیزه ها جای خود را به پیکار امواج ارتباطات داده است و جنگ صلیبی با شکلی نو، در عرصه های فرهنگی خود می نمایاند و کینه های درون خفته زخم خوردگان صلیبی پس از قرن ها در این وادی همچون زخمی چرکین سر باز می کند و بوی تعفن می پراکند.اما اندوه بار آن است که ناتوانی بر پیکره تبلیغ و مدیریت آن سایه افکنده و عرصه را در این تهاجم بر دشمن بازگذاشته است! «عدم باور جدی به مساله تهاجم فرهنگی در سطح مدیران عالی نظام; روشن نبودن استراتژی در آن مساله و عدم انسجام و همسویی بین دستگاه های ذی ربط و نبود و عدم تخصیص امکانات مناسب در خصوص تهاجم » (مجله بصائر، ش.۱۱ و ۱۲، ص ۶، مصاحبه با حجة الاسلام سعیدی، قائم مقام سازمان تبلیغات اسلامی) از جمله مشکلات و آلامی است که جبهه تبلیغی خودی را در داخل به ضعف کشانیده است.

پای لنگ مدیریت تبلیغ دین

مقام معظم رهبری در دو دهه اخیر، همواره از این نبرد سخن به میان آورده و مخاطرات آن را گوشزد کرده اند و در هشداری مهم فرمودند: «اگر در مقابل تهاجم فرهنگی و اعتقادی استکبار جهانی مقاومت نکنیم، شکست قطعی است » (حوزه و روحانیت، ص ۹۸/ص ۹۹)

با این وجود، ابعاد فاجعه برای برخی چندان معلوم نشده و چه بسا با تردیدها و وسوسه هایی روبه رو شده اند و از مبادله فرهنگی سخن به میان آورده و بر ضرورت گفت وشنود و تعامل تاکید کرده اند و در این هیاهو، مهاجم به فراموشی سپرده شده است. رهبر معظم انقلاب در هشداری به مدیریت تبلیغ و فرهنگ جامعه می فرمایند: «ما و همه دست اندرکاران فرهنگ در کشور باید باور کنیم که امروز آماج تهاجمات فرهنگی دشمنان هستیم » (همان)

بی گمان، سستی و عدم باور واقعیت ها یکی از آفت های کشنده و در مواردی مسری در حوزه مدیریت تبلیغات دینی است.اسوه مدیران، امیرمؤمنان علیه السلام، در گفتار نورانی خود به کمیل بن زیاد نخعی او را به دلیل سستی و کوتاهی در انجام وظیفه توبیخ نموده، می فرمایند:

«سستی انسان در انجام آنچه بر عهده او گذارده شده و اصرار بر انجام آنچه در حدود وظایف او نیست، نشانی روشن از ناتوانی و ضعف و اندیشه و رایی باطل و بی ارزش است.تو بر اهل قرقیسیا تاختی و این به بهای بی دفاع رها ساختن مرزهایی تمام شد که حفاظت از آن ها بر عهده تو بود.این کار نشانی از یک فکر نادرست و بیهوده بود.تو در حقیقت، پل پیروزی دشمنان خود شدی تا بر دوستانت بتازند; نه بازوانی توانا داری و نه هیبت و ابهتی که در دل دشمن ترس ایجاد کند; نه از مرزها می توانی حفاظت نمایی و نه دشمنی را در هم می شکنی; نه اهل شهر و دیارت را حمایت می کنی و از آنان پاسداری می نمایی و نه امیر و پیشوایت را از دخالت در آن بی نیاز و آسوده می سازی » (نهج البلاغه، شرح فیض الاسلام، نامه ۶۱)

پای لنگ مدیریت تبلیغ دین

این نامه گواهی آشکار بر آفت اساسی مدیریت – یعنی سستی و عدم توجه به واقعیت ها – است.در هر حال، باید توجه داشت که سهل اندیشی و سست پیکری در اندام مدیریت تبلیغ دینی می تواند همچون سیلی، ریشه های هویت جامعه را از بین ببرد و آن را در سیلاب امواج و نگرش های ضد ارزشی غرب بیگانه غرق سازد.تسامح و تساهل نسبت به واقعیت و دل سپردن به توهمات توخالی و شانه خالی نمودن از سالت بنیادی و اصلی و مشغول شدن به فروعات ناکارا، دروغین و شعارگونه آبی است ارزان به آسیاب دشمن فریبکار.

بنابراین، باید با باور جدی، پیش بینی و راهکارهای راهبردی و روشن به این مهم پرداخت و از نعره های شیطانی دشمن نهراسید.

نیاز به شناسایی زبان و اندیشه های نوین

شناخت منطق و زبان روز می تواند به هم زبانی با نسل ها و قشرها منجر شود و آشنایی با اندیشه های نوین ضامن پویایی و تحرّک سازمان تبلیغ است و همگی می توانند به مدیریتی توانا و پیشرو یاری رسانند. همراهی با زمان و شناخت مکان و در مواردی پیشی گرفتن از زمانه از بایسته های مدیریت تبلیغ دینی است. انتظار هجوم و سپس دفاع، از آسیب های جدّی است که پیکره مدیریت را تهدید می کند.

قرآن کریم بر این راهبرد اساسی تأکید کرده، می فرماید: «واَعِدُّوا لهم مَااستطعتُم مِن قُوّةٍ و مِن رباطِ الخیلِ تُرهبونَ به عدَّواللهِ» (انفال: ۶۰)؛

هر نیرویی در قدرت دارید برای مقابله با آن ها آماده سازید و (همچنین) اسب های ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.

پای لنگ مدیریت تبلیغ دین

شهید مطهری رحمه الله نیز هدایت و رهبری را از گذرگاه شناخت میسّر دانسته، می فرماید: «باید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری مردم پرداخت.»( نهج البلاغه، شرح فیض الاسلام، نامه ۶۱)

مدیریت سازمان تبلیغ دینی همواره باید خود را در متن رویدادهای علمی و پژوهش های بنیادین قرار دهد و با شناسایی سره از ناسره، از فراگیرشدن شبهات پیش گیری نماید و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، «ذهنیت جامعه را واکسینه نماید.»

ایشان یکی از راه های پاس داری از فرهنگ خودی را این گونه بیان می کنند: «حوزه باید در متن حوادث علمی عالم باشد. امروز شما باید بدانید و در جریان باشید که مثلاً در مقوله جامعه شناسی در دنیا چه نظرات و ایده هایی هست و چه فکرهایی می جوشد. گاهی در این فکرها عناصر مطلوبی هست، آن را جذب کنید. عناصر نامطلوبی هم هست، قبل از آن که بیاید دفاع مناسبش را آماده کنید و ذهنیت جامعه را واکسینه نمایید. این طور نباشد که وقتی آمد و یک عده رفتند و خواندند و طرفدار شدند، ما بگوییم که بله، فلان کس در فلان قضیه، این طوری گفته و این مطلب به این دلیل و این دلیل درست نیست و راه برخورد، وجود ندارد.»( حوزه و روحانیت، در آئینه رهنمودهای مقام معظم رهبری، ج دوم، ص ۱۵۲)



منبع
info@rasanews.ir